ماوی
همهی کلمات معنای تو را میدهند
مثل گلها که بوی تو را پراکندهاند ...
علاقهیِ قشنگم؛
سکوت کردهام
که فراموشت کنم
اما مدام
مثل زنبوری سرگردان ،
رانده از کندویش
دور گُلم میگردم ...
و تو
هر جا و هر کجای جهان که باشی
مرا به خاکستر خوابها نشاندهای
هم از این روست که هر شب
تا سپیده دم بیدارم
عشق همین است در سرزمین من
من کشندهی خواب های خویش را
دوست می دارم!
پ.ن؛ اگر چه من به چشم تو
کمم؛قدیمیام ، گُم ام...
+ نوشته شده در ساعت 9 توسط کایا
|
شب از هجوم خیالت